تبليغاتX
دل نوشته ها - اما افسوس خواب دریا قلب ها رو از هم ..........

دل نوشته ها

 
یادته کنار دریا روی ماسه های ساحل گفتی که هرگز تو از من نمیشی یه لحظه غافل،
دو تا قلب عاشقونه روی ماسه ها کشیدی، گفتی تار موی من رو به همه دنیا نمیدی،
    به همه دنیا نمیدی
 
نه ، مگه تو نگفته بودی واسه تو رفیقه راهم ، ما چه نقشه ها کشیدیم واسه فرداهای باد
تو میگفتی که بمونیم پاک و بی ریا و ساده دستای همو بگیریم توی پیچ و خم جاده
اما افسوس آب دریا قلب ها رو از هم جدا کرد دل سنگ آبی آب، لبامونو بی صدا کرد
توی چشم به هم زدن با آب دریا خاطراتم ،    حالا یه دل واسه من موند
               که اونم مونده تو.............
بمیرم اون دم آخر چی به روز عشقم اومد، هی نگاش به من می افتاد کا ری از من برنیومد
می دیدم که لای موج ها دنبال دستام می گرده با غم و گریه و زاری مگه عشقم برمیگرده
        مگه عشقم برمیگرده
از لب دریا و ساحل هر کی یه خاطره داره آخه دست خیلی ها رو توی دست من میزاره
دریا حرفی دارم اما واسه ی گلایه دیره از خدا می خوام که هیچ وقت عشقتو ازت نگیره
اما نارفیقی کردی، کردی عشقمو نشونه باشه اشکالی نداره ما خدامون مهربون

 

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت3:37توسط قلب | |