چند تکه آرزو
کاش وقتی زندگی فرصت دهدگاهی از پروانه ها یادی کنیمکاش بخشی از زمان خویش راوقف قسمت کردن شادی کنیم کاش وقتی آسمان بارانی ست از زلال چشم هایش تر شویم وقت پاییز از هجوم دست باد کاش مثل پونه ها پرپر شویمکاش وقتی چشم هایی ابریندبه خود آییم و سپس کاری کنیماز نگاه زرد گلدان های مان کاش با رغبت پرستاری کنیم کاش دلتنگ شقایق ها شویم به نگاه سرخ شان عادت کنیم کاش شب وقتی که تنها می شویم با خدای یاس ها خلوت کنیمکاش با چشمانمان عهدی کنیم وقتی از اینجا به دریا می رویم جای بازی با صدای موج ها درد های آبیش را بشنویم کاش با حرفی که چندان سبزنیست قلب های نقره ای را نشکنیم کاش هر شب با رو جرعه نور ماه چشم های خفته را رنگی زنیمکاش وقتی آرزویی می کنیم از دل شفاف مان هم رد شودمرغ آمین هم از آنجا بگذرد حرف های قلب مان را بشنود **رسپینا**
+نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت2:24توسط قلب | |