تبليغاتX
دل نوشته ها

دل نوشته ها

این روزا کار آدما
دلای پاکو بردنه
بعدش اونو گرفتنو
به دیگری سپردنه

این روزا سهم عاشقا
حسرت و بی وفاییه
جرم تمامشون فقط
لذت آشناییه

این روزا چشمای همه
غرق نیاز و شبنمه
رو گونه هر عاشقی
یه قطره بارون غمه



این روزا عادت گُلا
مرگو بهونه کردنه
کار چشمای آدما
دل رو دیوونه کردنه

این روزا آدما دیگه
تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دل ها شون
یه قطره دریا ندارن

این روزا فرصت دلا
برای عاشقی کمه
زخم های بی ستاره ها
تشنه یاس مرهمه

این روزا اشکمون فقط
چاره ی بی قراریه
تنها پناه آدما
عکسای یادگاریه
  **رسپینا**

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت2:39توسط قلب | |

نه میشه باورت کنم نه میشه از تو رد بشم

نه میشه خوب من بشی نه میشه با تو بد بشم

نه دل دارم که بشکنی نه جون دارم فدات کنم
نه پای موندنه منی نه می تونم رهات کنم

نه می تونه تو خلوتش دلم صدا کنه تو رو 
نه میتونم بگم بمون نه میتونم بگم برو



کچا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام
قصه مو از کجا بگم که پا نگیره تو صدام 

چه جوری از تو بگذرم تویی که معنی منی
تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی

نه ساده ایی نه خط خطی نه دشمنی نه همنفس
نه با تو جای موندنه نه مونده راه پیش و پس

نمیشه با تو باشم و اسیر دست غم باشم
فقط می خوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت3:3توسط قلب | |





میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت؟
گفت: جایی که میری مردمی داره که می شکنندت؛ نکنه
غصه بخوری، من همه جا باهاتم، تو تنها نیستی.
تو وجودت عشق میزارم که بغض کنی، اشک میدم که
همراهیت کنه و مرگ که بدونی دوباره بر می گردی پیشم.



+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت13:32توسط قلب | |



تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم


تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی
و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم


تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف
و من در آرزوی قطره های پاک بارانم


نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
 

تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوترها
و من هم بک کبوتر تشنه ی باران درمانم


به جان هر چه عاشق توی این دنیای پرغوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم


بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
     دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم     

                                                                          **رسپینا**

         

+نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت2:10توسط قلب | |